سلامی چو بوی خوش آشنائی!!

سلام

با پوزش از غیبتی طولانی ، با سروده ای از رودکی سمرقندی فعالبت دو باره ی خود را آغاز مینمایم.

سرتان سبز و دلتان خوش باد.

هــر بـاد کــه از سوی بخـارا بـمـن آیـد

 

با بوی گل و مشک و نسیم سمن آید

بــر هـر زن و هر مرد کجا بـر وزد آن بـاد

 

گـوئی مـگـر آن بـاد همـی از ختن آمـد 

نی نی زختن باد چنو خوش نوزد هیچ

 

کـآن بـاد همـی از بـر مـعشوق من آیـد

هـر شب نگــرانـم به یـمن تا تو بـر آیی

 

زیـرا کـه سهیلـی و سهیل از یمـن آیـد       

کوشم که بپوشم صنمـا نام تو از خلق

تــا نـام تـو کـم در دهـن انـجـمـن آیــد

با هر که سخن گویم اگر خواهم اگر نی

 

اول سخـنـم نـام تو انــدر دهــن آیــد

شاد و تندرست و پیروز باشید.

 

/ 4 نظر / 6 بازدید
یک جرعه ملکوت

سلام . وبلاگتون زیباتراز همیشه است . وشعرهم عالی . با آرزوی توفیق روزافزون برایشما از درگاه ایزد منان.

فصل خدا

سلام خدا نیک و مبارک کند. داشتن وبلاگ مثل داشتن یک زبان دیگر در پهلوی زبان خداداد است. از شما نوشتن و از خلایق هم خواندن. تخت و بخت تان برقرارباد