بَلـَم ، کارون ، یار نا مهربان !!!!

باسلام و آرزوی تندرستی برای همه .

این هم برگ سبز امروز

**********

بَلـَم  آرام ، چـون قوئی سَبُـکبار

به نرمی، بر سر کارون ، همی رفت

به نخلستانِ ساحل ، قـُــرص ِ خورشید

ز دامـانِ افــق، بـیـرون هـمــی رفت

****
شــفـق، بــازی کـُـنان ، درجنبشِ آب

شکـوهِ دیـگر و ، شوری دِگــر داشت

بـه دشتِ پُــرشـقایق ، بادِ سَــر مَست

تو پِنداری ، که پاورچـین ، گـُذر داشت

****
جوان ، پارو زنان ، بر سینه ی موج

بَلـَم می راند و ، جانش در بَلـَم  بود

صدا سر داده ، غـَمگـین ، در رهِ بـاد

گـرفـتار دل و ، بیـمـــار غـــم بــود

****
«
دو زُلفـونِت بُـوَد ، تـارِ  رُ با بُـم **

چه می خواهی ، از این حالِ ،خَرابُم

تـو کـه بـا مُـو ، سرِ یاری نَـداری

چرا هر نیمه شُو ، آئـی به خوابم »

****
درونِ قـایــق، از بـاد شـبـانـگــاه

دو زُلفی، نرم نرمک، تاب می خورد

زنی خـَم گشته از قـایـق، بَـر امـواج

سَرْ انگشتش ، به چین آب می خورد

****
صدا چون بویِ گل، در پَرتـُوِ شام

به آرامی،به هر سو،پخش می گشت

جوان می خواند و، سرشار ازغمی گرم

پِی ِ دستی، نوازش بخش می گشت

****
«
تو که نوشُم نِـه ای، نیشُم چرائی؟

تو کـه یـارُم نِـه ای، پیشُـم چـرائی؟

تو که مَرهـَم  نِـه ای، زخم دِلـُم را

نمک پـاشِ، دل ریشُـم چـــرائی؟ »

****
خموشی بود و ، زن در پَرتـُوِ شام

رُخی، چون برگ گل، نیلوفری داشت

زِ آزارِ جـوان ، دل شـاد و خـُـرسَـند

سَـری بـا او ، دلی با دیـگری داشت

****
زِ دیگر سویِ کارون ، قایقی خـُرد

سَبُـک بر موجِ لغزان ، پیش می راند

چراغی، کور سو میـزد، به نِـی زار

صدائی، سوز ناک، از دور می خواند

****
نسیمی، این پیام ، آورد و بگذشت :

« چه خوش بـی، مهربونی از دو سر بی  » 

جــوان نالـید ، زیــر لب بـه افسوس :

« که یک سر مهربونی ، دَرد ِ سر بی  »

 زنده یاد فریدون تولـّلی شیرازی ( ۱۳۶۴ -- ۱۲۹۸)  

 

** ابیات داخل «» از بابا طاهر عریان(ره)

********

 

  شاد و پیروز باشید.


/ 11 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
علی

سلام داش رسول......مبارکه.....به اميد روزی که من و تو بر گرديم به شهر خودمون و از اين جنوب لعنتی خلاص شيم.....بدوروود

susan

سلام مرسی از اينکه خبرم کردی واقعآ مطالبتون جالبه نظير نداره وبلاگت ممنون بای تا های

elham=eli

salam aziz khayli vaght bod az in matnaye khayli sakht nakhonde bodam rasti avalin kalame mesrae aval yani man ta hala in kalamaro nashnidam khoshal mesham behem begi bashe fadat sham ta bad

tara

اين برگ سبز واقعا زيبا بود...ممنون که سرزدين

R

شعر دريچه ای نو از چشم اندازی به زندگی ارائه می دهد به ما سری بزن

baran

سلام دوست عزيز ... ممنون از اينکه کلبه ی مرا معطر کردی ... شعری که نوشتی مرا ياد يکی از اشعار سهيلی می اندازد ... فکر کنم غروب عشق بود ... دقيقا خاطرم نيست درون مايه اش را ... ولی شباهتش که بی حد است ... موفق باشی دوست من ...

elham=eli

salam man up hastam bodo bodo zod beya :D

elham=eli

jon eeli har kodom eshtebast behem bego akhe farsim kharabe be jone eli koli say kardam dorost benvesam mach

ahmad

سلام. قسمتهايی که راجع به حافظ نوشتی خيلی خوب بود . موفق باشی