نکاتی در باره " فارسی تر بنویسیم"

سلام بر همه..

دو روزقبل هنگام گشت و گذار در سایت ها و وبلاگهای فارسی در سایت ف.م.سخن به یادداشتی برنوشته آقای حسین جاوید " فارسی تر بنویسیم" بر خورد کردم که هم نوشته آقای جاوید و هم یاد داشت آ قای ف.م.سخن جالب بود . منهم نظرم را بصورت چند سطری  بطور خلاصه نوشته ام که با هم میخوانیم:

 این بحثی را که آقای حسین جاوید  عنوان کرده اند از حدود صد سال پیش شروع شد که در ابتدا عده ای خواستار عوض شدن رسم الخط فارسی بودند و معتقد به این که مانند ترکیه با عوض شدن خط یکشیه ره صد ساله خواهیم پیمود و به خیل کشور های مترقی خواهیم پیوست . زیرا با این کار دیگر مشکل حروف هم صدا مانند" ث ، س ، ص" و "ز، ذ، ض ، ظ" و " ت ، ط" حل میشود و راحت تر میتوان خواندن و نوشتن را یاد گرفت . غافل از اینکه با این کار گسستی با فرهنگ و تمدنی با پیشینه حد اقل ۱۴۰۰ ساله(اگر قبل از اسلام را در نظر نگیریم) بوجود میآید (چیزی که در مورد کشور ترکیه پیش آمد).

 یکی از دوستان که آذری زبان است و چندین بار به ترکیه مسافرت نموده ، تعریف میکرد که دریکی از این سفر ها با تعدادی از اهل فرهنگ و هنرترکیه بدیدن آثار باستانی دراستانبول رفته بودیم وآنان از من ایرانی میخواستند که کتیبه های ترکی نوشته شده  با رسم الخط فارسی را برایشان بخوانم تا در یابند که در چه موردیست. میتوان گفت درست حالتی که مثلاً یک ایرانی  کتیبه بیستون را نمیتواند بخواند و باید دست بدامان  شرق شناس و متخصص خطوط میخی و آرامی شود ، که  در صورت نبودن در داخل مملکت ، دست نیاز بسوی مردمی از سرزمین های دیگردراز کند.

بعد ها در زمان رضا شاه برای مبارزه با عرب زدگی بصورت بخشنامه اجباری خواسته شد که از کلمات  فارسی بجای کلمات عربی (بدون هیچ زمینه سازی و پژوهش) اسنفاده شود  که اگر قدری با هندسه آشنا باشیم قضیه ی :
 از یک نقطه بیرون یک دایره بیش از دو مماس نمیتوان رسم کرد
بصورت از یک بی همه چیز بیرون یک همه جا گرد بیش از دو گرز نمیتوان مالید در آمد.

  شاید بتوان  و باید بتوان برای اینگونه موارد تدبیری اندیشید .ولی این کار من و امثال من ( آقای جاوید را نمیدانم) نوعی نیست و باید صاحب نظران و متخصصین بررسی کنند که  این هم، کار یک روز و دو روز( مانند خمره رنگرزی ) که فوری به نتیجه برسد نیست. باید دود چراغ خورد و رنجها کشید .


نمیدانم آقای جاوید  در چه سنی قرار دارید . اگر همدوره ما جوانان قدیم باشند برای نوشتن تنوین در سالهای دهه ۴۰ مجله فردوسی به سر دبیری آقای عباس پهلوان چنین کاری راشروع کرد و در چاپ مقالات،  در آن مجله از" ن " بجای تنوین در آخر کلمات استفاده شد که در آنزمان هم  مورد بحث موافقان و مخالفان قرار گرفت ویکی از بحث های داغ محافل ادبی بود.

نباید فراموش کنیم که تنوین مخصوص زبان عربی است و کلمه ای در زبان فارسی وجودندارد که تنوین داشته باشد.  نوشتن کلماتی از قبیل: زباناً و جاناً و گاهاً  همگی غلط است و باید زبانی، جانی و گاهی بکار یرد.

 در مورد نوشتن ی بجای همزه در مواقعی که کلمات مختوم به های غیر ملفوظ در حالت مضاف اعم از توصیفی ، تشبیهی و غیره قرار میگیرند  گویا چنین چیزی از طرف فرهنگستان زبان فارسی( اگر اشتباه نکنم) انجام پذیرفته که معمولا مطبوعات در بیشتر موارد رعایت میکنند.
اکنون این سئوال پیش میآید :

 اگر بخواهیم واو معدوله بین  خ  و الف را حذف کنیم سر نوشت دو کلمه" خوار(ذلیل)" و "خار(گیاه تیغ داری که در صحرا میروید)" چه میشود؟ ویا اینکه از کجا میتوان فرق بین برخاست و درخواست را متوجه شد؟

همه میدانیم که خوانده نشدن بعضی از حروف الفباء فقط مخصوص زبان فارسی نیست و بطور نمونه در زبان انگلیسی حرف H در کلمات when, where خوانده نمیشود وهمچنینW درکلمه who، حرف k و d در knowledgeble.
همه میدانیم پایتخت فرانسه پاریس است که بصورت Paris نوشته میشود ولی بفرانسه" پّقی" تلفظ میشود. چون s در پایان کلمات فرانسوی تلفظ نمیشود.


 جالب است که بدانیم در زبان های کشور های اسکاندیناوی مثلاً دانمارک اصطلاحی بکار میبرند که : کلمات دانمارکی از نظر تعداد حروف تریلی وار مینویسند و وانت باری میخوانند.مثلا اگر کلمه ای با ۱۴حرف نوشته شود فقط۶ـ۷ حرف آن خوانده میشود.

بنا بر این بیائیم دست از سر واو معدوله برداریم چون تعداد ایندسته کلمات بتعداد انگشتان دو دست هم نیست و تنها کامات خواب، خوار، خواستن، خواهش و خواف(شهری در استان خراسان) و دو سه تای دیگر دارای واو معدوله هستند.

دوستان گرامی بیآئیم و همین فارسی موجود را پاسداری کنیم و اول از هر کار نگذاریم با کلمات غیر مانوس چه عربی و چه لاتین در مواردی که همتای فارسی آن را داریم آغشته شود. تا کلمه یورش فارسی را داریم چرا از هجمه استفاده میکنیم.آیا بکار بردن هجمه نشان از اوج دانش و آگاهی ماست. یا مثلا سازمانهائی که باید نگهبان زبان فارسی و اشاعه دهنده صحیح آن باشند از عبارت آیتم (item) اول بجای بخش اول استفاده میکند.  این موارد " مشتی نمونه خروار است " که هر روز بکار برده میشود.


بیائیم در این آشفته بازار که هیچکس و هیچ مرجعی پاسخگو نیست  وهرکه از راه میرسد نظریه ای در باره تغییرو تصحیح زبان زیبای فارسی ارائه میدهد منطقی تر فکر کنیم . 

 

 

 

 شاد وپیروزباشید.

/ 9 نظر / 8 بازدید
Nazi

واقعا آشفته بازاريه که نگو !

ali

سلام. ممنون از اينکه کلبه حقيرنه مرا قابل دونستيد و سری زديد. در باره وبلاگت بايد بگم که خيلی با حوصله هستی .بهت تبريک ميگم . موفق باشی .

mersad

سلام منمنون از اينکه به من سر زدی ...متن و نخوندم خيلی زيادهsaveکردم بد می خونم........به اميد ديدن يار....يا حق

zani ke ziadY midanest

من يک پسر دارم که با صداهای (ص-ض-ث-س-ز-ظ-ذ) مشکل داره.خودم هم فرانسه رو نمی تونم بنويسم مدام غلط می نويسم. يه فکری هم برای ما بکنيد شما فرهيختگان

مهدي-------~~~~~>دفتــــــر عشق

سلامي به سرسبزي طبيعت . به زيبايي بهار/ خوبي؟.... خوشحال ميشم به دفتر عشق بياي .منتظر حضور سبز و بهاريتون هستم.... وب لاگ زيبا و پرباري رو داريد. يا حق

حسین

سلام.از اينکه به وبلاگ من به عنوان نفر اول سر زدی خيلی خيلی ممنون اميدوارم بتونيم دوستای خوبی برای همديگه باشيم.با آروزوی موفقيت.خدانگــــــــــــــهدار.

حسین

تو کامنت قبلی آدرسمو اشتباه نوشتم.ببخشيد

4gonbad

سلام.ممنون از اينکه سرزديد و نظر داديد.

آرش

موافق نیستم. ما هیچ دلیلی نداره که 5 تا "ت" و نمیدونم چهار تا "ق" داشته باشیم تا بچه دبستانی ها مجبور باشن 7-8 سال هی دیکته بنویسن و مغزشون رو با حفظ کردن این که شلغم با کدم ق نوشته میشه پر کنن. میتونیم همه ت ها رو بریزیم دور فقط یک "ت" نگه داریم. آثار ادبی رو هم میتونیم درستش کنیم. کسی هم خواست بره کتیبه بخونه میتونه فقط بره یاد بگیره که "ص" و "ث" همون "س" هستند. راحته.