قفس !!!

سلام

برگ سبز امروز سروده ای دیگر از م.ط. است که تقدیم میگردد. سرتان سبز و دلتان خوش باد.



قفس

 

عقاب ، حسرت پرواز، را به بام نشست

که بال بسته ، چگونه به اوج دسترس است ؟

 

شکسته شهپرم و،  بال بسته ، پا مجروح

برای مرگ پرنده ، پر شکسته ، بس است !

 

عقاب زنده به پرواز، تا بلنداها ست

فراز ابر پریدن ، عقاب را هوس است

 

مرا امید به پرواز ، تا به خورشید است

که پـَرزدن به دروبام ، کار هر مگس است

 

چگونه پـَر بکشد ، تا به کهکشان ، افسوس

تنی که زخمی ، بیداد صد هزار کس است

 

نه زندگی ، که فنا ، گوشه ای اسیر و خموش

که در وسیع رهائی ، نفس زدن، نفس است

 

مرا به وسعت زندان ، فریب نتوان داد

قفس به وسعت  دنیا ، هنوز هم قفس است

م.ط

 

/ 12 نظر / 4 بازدید
نمایش نظرات قبلی
عروسک

سلام...................... قفس از طلا هم که باشه ....بازم قفسه............ ما هم تو قفسی به اسم اين دنيا اسيريم.....

زرشكي

سلام نماز روزه هاتون قبول باشه . شعر قشنگی نوشتی. التماس دعا

سلاله

سلام اميد که در فرصت آسمانی مهمانی خداوند، بال بگشاييم و رها از قفس خويشتن، در آسمان آبی کوی دوست به پرواز درآييم.

اردشير

سپيده پانزدهم رمضان، بشارت مولودي خجسته است. چه مولود مباركي! الله اكبر از اين نوزاد كه سيرت مصطفايي دارد و صورت مجتبايي. فرشتگان به زمين مي آيند به شادباش. زمزمه اي صميمي در خلوت جهان حضور دارد و باران طراوت مي بارد.

سينوحه

شعر زيبايی بود ولی از کی؟؟؟ ممنون که به من سر زديد

کيوان

با سلام و آرزوی قبولی طاعات به سراغ من اگر می آييد نرم و آهسته بياييد مبادا که ترک بردارد چينی نازک تنهايی من! التماس دعا

سينوحه

تسليت عرض ميکنم اين ايم رو بر شما آرزوی دعا در اين شبهای عزيز.