سنگ حادثه !!

سلام
برگ سبز تقدیمی امروز غزلی از ابو طالب کلیم کاشانی از گویندگان قرن یازدهم هجری است که در سال ۱۰۶۱ در کشمیر چشم از جهان فرو بست.

سنگ حادثه

 گاهی که سنگ حادثه، از آسمان رسد

 

اول بـلا، بـه مــرغ بلند آشیان رسـد

 ای باغبان، ز بستن در، پس نمی رود

 

غارتگرخزان، چو به این گلـْسِتان رسد

 آخـِر هـمه کـُدورت، گلچین و باغـبان

 

گردد بـَدَل بصلح چوفصل خزان رسد 

 مـَرهم به داغ غـُربت ما،کـِی نهد وطن

 

گوهر ندیده ایم ، که دیگر به کان رسد

 من جغد این خرابه ام ،آخـِر هـُما، نیم

 

ازخوان رزق تا به کـِیم،استخوان رسد 

 رفتم فرو به خاک، ز سرکوب نا کسان

 

نوبت کجا ، به سرزنش دشمنان رسد 

 بی بال وپر،چو رنگ زرُخسارمی پریم

 

روزی که، وقت رفتن ازین آشیان رسد

 

 پیغام عشق، دیر به ما میرسد، کـلـیم

   

 مـِی، در بهار اگر نکـِشم، در خزان رسد

 

 

شاد و پیروز و تندرست باشید.

 

/ 7 نظر / 4 بازدید
تنها

سلام عزل زیبائی است. این ابیات هم از اوست:: بد نامی حيات دو روزی نبود بيش-- آن هم کليم با تو بگويم چسان گذشت=== يک روز صرف بستن دل شد به اين و آن-- روز دگر به کندن دل زين و آن گذشت.. شاد . پيروز باشيد

دوست قديمی

با سلام و خسته نباشيد. از اين که موفق شدم به بلاگ شما سر بزنم، خوشحالم. اميد وارم که هميشه تندرست و پيروز باشيد.

آوا

سلام زيبا بود موفق باشی در یک اتاق در بسته و میان چهار دیوار سنگی نشسته اید و همۀ پیرامون شما از دیوارها گرفته تا همۀ وسایلی که در اتاق است همه مرده و مصنوعی اند... به راز کوه بيا

مارال

سلام/ شعر زيبايی بود/ ممنون که سر زدی //// حلول ماه زيبای رجب ماه علی مبارک باشد. هميشه موفق و شاد و عاشق باشی

باران

سلام دوست عزيز مرهم به داغ غربت ما هم نشد وطن مجنون شدیم و غربتی با ما رفيق شد ... منتظر حضورت هستم ...

سينوحه

سلام دوست من. عيدت مبارک. من داستانی که نوشته بودم تموم شد خوشحال ميشم نظرت رو بدونم